عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
185
منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )
بيدار و هشيار است ، و خود را به شنيدن هيچ كلام ديگرى مشغول و غافل نساختهاند ، ] ظاهر و آشكار مىگردد . و اين علمى است كه غايب را ظاهر و آشكار مىسازد ؛ [ يعنى علمى است كه با تجلّى حاصل مىشود و حق را ، كه غايب و پوشيده است ، آشكار مىكند ؛ ] و شاهد را [ كه همان شنوندهء كلام حق است ، و بهطور كلى همهء ما سوى اللّه را كه حجاب او بودهاند ] غايب مىسازد ؛ [ زيرا نور ذات اقدس إله ، هرچه را غير اوست ، مىسوزاند و رسم ما عدا را فانى مىسازد . ] و به جمع [ كه عين فردانيت ذاتى احدى است ] اشاره مىكند ؛ [ و در نتيجه بنده ، عالم به علم اللّه مىشود . ] و الدرجة الثالثة علم لدنىّ . إسناده وجوده ، و إدراكه عيانه ، و نعته حكمه ، ليس بينه و بين الغيب حجاب . درجهء سوّم ، علمى است لدنىّ . [ يعنى علمى است كه جز از نزد حقتعالى و با رحمت و موهبت او حاصل نيايد ؛ چنانكه در مورد حضرت خضر عليه السّلام مىفرمايد : « فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً » « 1 » ( در آنجا موسى و كسى كه همراهش بود ) بندهاى از بندگان ما را يافتند كه رحمت ( و موهبتى عظيم ) از سوى خدا به او داده و علم فراوانى به او آموخته بوديم . ] و اسناد آن ، وجود آن است . [ يعنى راه حصول اين علم ، وجدان آن است . و به ديگر سخن : اين علم با إسناد تحقق نمىيابد بلكه با وجود محقق مىشود و بنابراين ، وجودش همان اسنادش است . ] « 2 » و ادراك آن ، ديدن « 3 » [ و شهود ] آن است . [ يعنى اين علم ، همچون علوم معقول ، با
--> ( 1 ) - 18 / 65 . ( 2 ) - عبد الرزاق كاشانى در شرح عبارت « اسناده وجوده » ( ص 331 ) مىگويد : « و لا يثبت بالاسناد كساير العلوم المنقولة التى تثبت صحتها بالاسناد ؛ بل اسناده وجوده . » ( 3 ) - چون ادراك بصرى و رؤيت با چشم در ميان ادراكات حسى از همه روشنتر و واضحتر است ، بر هر ادراكى كه در نهايت وضوح و روشنى است ، اين نام ( يعنى ديدن ) اطلاق شده است .